شمارش معکوس

 

استرس دیگه رسیده به اوج خودش... استرسبخصوص که وقتی به سوالات سال قبل نگاه می کنم، متوجه میشم که منابع آزمون همش کشک بوده و طراح سوال یه جورایی می خواد مقاله ها و تالیفات خودشو منبع سوال قرار بده که الهی تألیفاتش بخوره تو سرش...عصبانیتازه امشب متوجه شدم که یه بخش از یکی از کتابامو اصلا نخوندم و اتفاقا چقدرم مهمه و الان هرچی سعی می کنم بفهممش نمیشه که نمیشه...گریه

تو این گیر و دار، همه دارن به شکل خیلی تابلویی بهم توجه می کنن و خیلی ضایع، هوامو دارن. از مامان بگیر که از صبح که بیدار میشه از نظر خورد و خوراک تجهیزم می کنه و دائم جوشونده بابونه به خوردم میده (چرا که از یه متخصص تو تلوزیون شنیدن بابونه برای رفع استرس خوبه نیشخند) تا آبجیا که کمتر میان خونمون که مثلا مزاحم درس خوندنم نشن... مژهو بابا که می گفت نگران نباش. صبح جمعه خودم می برمت حوزه امتحانت. و البته دوستم که دائم باهام در تماسه و هر 5 دقیقه بهم زنگ میزنه و یه جوری بهم روحیه میده که انگار قراره منو بفرسته رینگ بوکسنگران.

حالم به شدت بده... فکر نمی کردم این مدلی شم...

 

پ.ن: کاملا بی ربط:

این متن خیلی به دلم نشست.. گفتم حیفه نذارم تو وبلاگم.

 

همه دختران باید شعری داشته باشند که برای آنان نوشته شده باشد

حتی اگر لازم باشد برای این کار، آسمان به زمین بیاید...

 

"ریچارد براتیگان"

/ 5 نظر / 4 بازدید
elahe

ایشالا به بهترین شکل کنکورتو میدی دوست جونم[بغل]

neg

عِه اینطوری میشه آدم زیادی بهش توجه شه ؟؟[نیشخند] یادم باشه دیگه آبیو تحویل نگیرم تا شمبه !! چقد متنه قشنگ بود ..

neg

ای وای پس دیشب حسابی گند زدم به روحیش[نگران] [نیشخند] قول میدی من براش فرق میکنم ؟؟[گریه]

بانوی شرقی

دوست دارم بهت بگم عزیزم استرس نداشته باش اما میدونم خودمم جات بودم الان دور از جون تو جنازم افتاده بود گوشه ی خونه[نیشخند] ولی سعیتو بکن این استرسو از خودت دور کنی چهقدر این متنی که گذاشتیو دوست دارم..اجازه دارم بدزدمش؟؟[نیشخند]

سارا .

چای سبز بنوش! رو من که همیشه خوب اثر میکنه :)