امروز ... مثل دیروز.. مثل روزای دیگه این ماه، هیچ هیجانی تو زندگیم نبود. یه جورایی دچار روزمرگی شدم... این یه هفته آخر مونده به آزمون، حال آدمی رو دارم که از یه طناب پوسیده آویزونه.. تمام تلاششو می کنه که نجات پیدا کنه. اما دیگه دستاش رمقی نداره برای نگه داشتن طناب.ناراحت با اینکه هنوز جا داره که تست بزنم و کتاب بخونم ولی جون ندارم دیگه.

خیلی خسته ام.... خیلی...ناراحت

+ تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/۱٠ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ نويسنده بدون همه نظرات ()