دارم دعا می‎کنم فردا آسمون ابری شه و یه بارون و تگرگ درست و حسابی بباره از آسمون تا این سیزده بدر مزخرف پا نگیره ...نیشخند

گردش و تفریح باید دلی باشه .. نه بسته به یه روز خاص و با برنامه‎های کاملا کلیشه‎ای مثل کباب کردن جوجه و بعدم صرف چای و آتیش کردن قلیون (که می‎شه گفت 90% میان که قلیونشونو آتیش کنن) و بازی والیبال و بدمینتون و ...

بله ... تفریح و سفر باید دلی باشه ... مثل اون سفر سه روزه‎ای که با مامان و بابا رفتم و خیلی خیلی بیشتر از سفر 6 روزه نوروزی امسال که به روال معمول هر سال می‎ریم خوش گذشت.

می‎خواستم ادامه بدم حرفامو ... ولی در حال حاضر خواهرزاده عزیز‎تر از جونم وارد اتاق شده و ازم خواهش می‎کنه که دو نفره بزنیم بیرون ... و چون دلش اینو می‎خواد و دل خاله جونش هم با دل فندق کوچولو گره خورده، پس قبول می‎کنم و می‎برمش گردش دلی دو نفره ...

راستی اگه دعام نگرفت و فردا بارون نبارید و رفتید سیزده بدر، انشالله بهتون خوش بگذره ...

چشمک

+ تاريخ جمعه ۱۳٩٥/۱/۱۳ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ نويسنده بدون همه نظرات ()