حرف زیاد دارم برای گفتن ... ولی این روزا سعی می‎کنم فقط رو اتفاقای خوب زندگیم متمرکز باشم و چشمم رو ببندم رو جریانات ناخوشایندی که میخواد من رو از پا در بیاره .

یکی از اون اتفاقات خوب، مربوط به آینده شغلیم هست که نمی دونم به چه زبونی از خدای مهربونم تشکر کنم بابتش ... یکی دیگه هم که انرژی مثبتش این روزا حسابی به کمکم اومده، خبری بود که "اسطوره علمی" بهم داد ... قبلا که گفته بودم پایان نامم، قراره در قالب کتاب چاپ بشه!! دیروز اسطوره جان، تماس گرفت و گفت که ناشر مربوطه خبر چاپ کتاب رو به اسطوره داده ... 

به محض اینکه تقدیر و تشکرات و صحبتام با  اسطوره تموم شد، نماینده انتشارات هم تماس گرفت و آدرس خونه رو خواست تا نسخه هایی از کتاب رو برام ارسال کنه .

از اونجایی که اسطوره راهنمای پایان نامم بود و حق بزرگی به گردن من و "پایان نامم" که دیگه باید بگم "کتابم" داره، تصمیم دارم برم دانشگاه و با یه هدیه، حسابی از خجالتش در بیام.... اما موندم چه هدیه‎ای مناسب شأن و مقام اسطوره اس؟؟ اگه ایده خوبی دارید که می‎تونه کمکم کنه، دریغ نفرمایید.

اتفاق خوب دیگه، اینه که  فردا میرم خونه "مو قشنگ". شاید اینطوری بتونم اتفاقات ناخوشایند اطرافم رو فراموش کنم و فاصله بگیرم از فضایی که پر از امواج منفیه. 

 

+ تاريخ چهارشنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٦ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ نويسنده بدون همه نظرات ()