سکوت بابا، پشتش هزار تا درد و رنجه... وقتی بابا ساکته، ینی داره غصه می خوره... ینی نگرانه از یه چیزی....

هیچ وقت نخواستم و نتونستم شاهد این حال بابا باشم... کاش تمام درد و رنجش مال من بود... کاش می تونستم همه دل نگرونیا رو ازش دور کنم... که بتونه لحظه ای برای خودش زندگی کنه ... برای خودِ خودش...


 

+ تاريخ ۱۳٩۳/۸/۸ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ نويسنده بدون همه نظرات ()