دلم یه توپ و تشر می خواد که بشینم با تمرکز به کارای عقب افتاده ام برسم.. از اون تشرها که یه استاد کاربلد و با تجربه به دانشجوی خوبش می زنه... حتی شاید دلم می خواد استادم گوشمو بپیچونه و ازم بخواد با جدیت بیشتری کار کنم... یا حتی تهدیدم کنه به اینکه اگه به حرفاش گوش نکنم، برم پِی کارم...

من آدمی ام که باید چوب استاد بالا سرم باشه .. اونوقت بهترین نتیجه رو میگیرم ... و هیهات که در این وانفسا، بدجور دورشون رو خط کشیدم و رفتم تو لاک خودم...

باید فازمو تغییر بدم انگار... باید برم گوشمو بدم دست استاد که حساب کار دستم بیاد. زیادی بازیگوش شدم این مدت.


 

+ تاريخ ۱۳٩۳/٧/٢٦ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ نويسنده بدون همه نظرات ()