چند روز پیش برای شرکت تو یه جلسه کاری راهی موسسه شدم. اسطوره علمی هم به عنوان مدیر گروه حضور داشتن... جلسه که با چشمای خواب آلوده من یه جوری تموم شد بالاخره... بعد از جلسه اسطوره فرصت رو غنیمت شمرد و ازم خواست تا راجع به اصلاحاتی که قرار بود روی پایان نامه ام انجام بشه برای چاپ، یه گزارش مختصر بدم بهشون... بعد از کلی توضیح و تفصیل، که باعث ذوق زدگی اسطوره هم شده بود، حالا من بودم که منتظر جواب استاد بودم.

اسطوره هم ضمن تشکر و صد آفرین هایی که نثارم کرد با یه شیطنتی گفت: حالا یه خبر خوب بدم بهت.. دکتر "م" که ناظر کار بود و دستور اصلاحات رو داده بود، برکنار شده و یکی دیگه بجاش اومده

با شنیدن این جمله اولش منم نیشم باز شد و کلی تو دلم خدا رو شکر کردم که ناظر سخت گیری مثل دکتر "م" دیگه نیست که ایرادای بنی اسرائیلی بگیره ... اما یه کم که زوم شدم رو حرف اسطوره، تازه فهمیدم کارم باید به تایید معاون پژوهشی جدید هم برسه و این یعنی نقطه سر خط.. یعنی از این به بعد باید نظرات آقای فلانی رو لحاظ کنم تو پایان نامه پیر و خسته ام که نزدیکه یه ساله پشت درهای چاپخونه در انتظار به سر می بره.نمی دونم این آقای دکتر فلانی، چه خوابی برای پایان نامم دیده...!!!

مشکل جماعت حقوقی اینه که هر کدوم از اساتید اصرار دارن دکترین خودش تو پایان نامه دانشجو لحاظ بشه...

 

پ.ن: بچرخ تا بچرخیم...




ادامه مطلب
+ تاريخ ۱۳٩۳/۸/۳٠ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ نويسنده بدون همه نظرات ()